X
تبلیغات
نماشا
رایتل

 بزرگترین مشاعره قرن  

به نام خـــــــــــــدا 

سلام عزیزان در این قسمت شما شاهد بزرگترین مشاعره تاریخ خواهید بود دراند  این مشاعره شرکت کنندگان ما از مسافت های بسیار طولانی تشریف آورده

یکی از قرن هفتم جناب آقای مشرف بن مصلح سعدی شیرازی وشرکت کننده دیگر از قرن هشتم حناب آقای شمس الدین محمد بن بهاالدین حافظ شیرازی

هر دو شرکت کننده از یک شهر آمده اند وشاید این مشاعره بک دربی بزرگ باشد

خوب باید قبل از شروع مشاعره به قوانین این قسمت اشاره کنم.

در این قسمت هر دو شاعر فقط قادر به استفاده ازبیت اول هر غزل خود می باشند

یعنی فقط از غزل های خود می توانند استفاده کنند وآن هم فقط بیت اول غزل.

خوب به رسم احترام از شرکت کننده بزرگتر که از قرن هفتم تشریف آورده اند شروع می کنیم

جناب سعدی لطفا با حرف پ شروع کنید

پیش ما رسم شکستن نبودعهدوفارا

الله الله تو فرامش مکن صحبت ما را

خوب حافظ عزیز نوبت شماست که با حرف الف شروع کنید

ای غایب از نظر به خدا می سپارمت

جانم بسوختی وبه دل دوست می دارمت

بله جناب سعدی لطفا با ت ادامه دهید

تا بود بار غمت بر دل بی هوش مرا

سوز عشقت نشاند زجگر جوش مرا

حافظ جان الف بده

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند

آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند

جناب سعدی دال بده

دوست می دارم من این نالیدن دلسوزرا

تا به هر نوعی که باشد بگذرانم روز را

بله جناب سعدی از تکنیک جالبی استفاده می کنند تا به حال حرف آخر همه ابیاتشان به الف ختم شده

حافظ عزیز با الف ادامه بدهید

ای صبا نکهتی از برگ فلانی به من آر

زارو بیمار غمم راحت جانی به من آر

جناب سعدی ربده

رهـــــــا نمی کند ایام کنارمنش

که داد خود بستانم به بوسه از دهنش

به به جناب حافظ ما را مستفیض کردندبا این بیت

حافظ عزیزببینم شما چه می کنید

شنیده ام سخنی خوش که پیرکنعان گفت

فراق یار نه آن می کند که بتوان گفت

جناب سعدی نوبت شماست که ت بدهید

تا که ای دلبر دل من بار تنهایی کشد

ترسم از تنهایی احوالم بهرسوایی کشد

حافظ جان با دال ادامه دهید

دیدی ای دل که غم عشق دگر با رچه کرد

چون بشد دلبر وبا یار وفادار چه کرد

جناب سعدی با دال لطفا

دیده از دیدار خوبان بر گرفتن مشکل است

هر که مارا این نصیحت می کند بی حاصل است

حافظا ت بده

تازمی خانه ومی نام نشان خواهد ماند

سر ما خاک ره پیر مغان خواهد بود

سعدیا با دال بفرمائید

در آمدی ای نگار سر مست

زودت ندهیم دامن ازدست

حافظ جان با ت

تا سر زلف تودر دست نسیم افتادست

دل سودا زده از غصه دو نیم افتادست

جناب سعدی حالا باید شما ت بدهین

تورا زحال پریشان ما چه غم دارد

اگر چراغ بمیرد صبا چه غم دارد

حافظ  جان دال بده

دل ودینم بشد ودلبر به ملامت برخاست

گفت بامامنشین کز تو سلامت برخاست

جناب سعدی استاد سخن با ت بفرمائید

تورا خود یک زمان با ما سر صحرا نمی باشد

چوشمست خاطر رفتن بجزتنها نمی باشد

خوب حوب مثل اینکه این دو شاعر بزرگ به ای چند حروف تکراری بسنده می کنند بگذارید با یک حرف جدید شروع کنیم

این بار با جناب حافظ شروع می کنیم

حافظ جان باحرف گ شروع کن

گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب

گفت در دنبال دل ره گم کند مسکین غریب

سعدیا حرف ب بنما

عشق ورزیدم وعقلم به ملامت بر خاست

کان که عاشق شداز او حکم سلامت برخاست

خوب در این جا سعدی عزیز امتیاز منفی می گیرد

ولی صبر کنید مثل اینکه جناب حافظ هم یک بیت مثل همین بیت خوانده بودنند

دل ودینم بشد ودلبر به ملامت بر خاست

گفت با مامنشین کز تو سلامت بر خاست

بله اینجا حافظ عزیز هم به خاطر پیروی از شعر سعدی امتیاز منفی می گیرد



تاریخ : چهارشنبه 23 آذر 1390 | 13:19 | چاپ | نویسنده: شاهی | نظرات (0) (4 لایک)
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.